در رفتن از وطن
وطن، ای دفترِ اندوه و شب و تکرار، خداحافظ!
منم آن شاعرِ دلکنده از آوار، خداحافظ!
قلم خشکید در دستم، غزل در سینهام پژمرد
برای زایشِ...
امید ما(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
امید عاشقانه
شوق، در رگهایِ سیمانی زبانه میزند
عشق دارد در خیابانها جوانه میزند
خونِ تازه در رگِ این شهر جاری میشود
نبضِ ما در...
زخمهای شاعر(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
زخمها را پشتِ یک لبخند، پنهان میکنم
دردِ خود را میخورم، از شهر کتمان میکنم
زهرِ این اندوه را چون قهوهای در کافهها
تلخ مینوشم،...
رنج سیگار(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
سیگار
رنجِ خود را پشتِ این سیگار، پنهان میکنم
گریهها را در لباسِ دود، کتمان میکنم
زهرِ دردم از هوایِ شهر، آلودهتر است
بغضِ خود...
غزل سیگار (منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
باز هم تنهایی و یک شب، خیابانی سیاه
میبرم تنهاییام را بیصدا و بینگاه
کافهها لبریزِ آدمهایِ غرقِ گوشیاند
هیچکس با هیچکس در د...
قابِ خیابانی (منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
تو رویایِ منِ تنها، در این قابِ خیابانی
چه خوشبختم که میبینم، تو پایانِ زمستانی
میانِ بُرجها، آهن، شلوغیهایِ بیوقفه
تو تنها کافه...
طعنه (منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
سنگِ طعنه میزنی تا دل بیفتد در عذاب
من ولی با خندهای دادم به خامی ات جواب
عیبهایت را به چشمِ خویش دیدم بارها
رویِ این مردابِ تاری...
در امیدواری به آینده(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
امیدواری
غصه از دل میرود، ایّامِ خندان میرسد
صبر کن ای دل که آخر لطفِ یزدان میرسد
خشکسالی میرود از کوچهباغِ آرزو
ابرِ رحمت می...
هر چه تاریخ انقضایی داشت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
هر چه تاریخِ انقضایی داشت، الّا یادِ تو
شد رها از بندِ این قانونِ دنیا، یادِ تو
خاطراتم بایگانی شد درونِ ذهنِ خاک
گُم نشد در گنجه ها...
غزل باران بهاری(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
غزل باران
از آسمان، ترانهی یک «تازه دم» رسید
باران گرفت و آخرِ دورانِ غم رسید
بر شانهی تکیدهی شهر از دلِ بهار
از روزگار، مرحمتی ...