هر چه تاریخ انقضایی داشت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
هر چه تاریخِ انقضایی داشت، الّا یادِ تو
شد رها از بندِ این قانونِ دنیا، یادِ تو
خاطراتم بایگانی شد درونِ ذهنِ خاک
گُم نشد در گنجه هایِ سردِ فردا، یادِ تو
عمرِ گل در پنجهیِ پاییز مییابد زوال
سبز میماند ولی در چنگ سرما، یادِ تو
برجها در پیچ و تاب تنگ ویرانی گُماند
قد کشیده در میانِ این بلایا، یادِ تو
جسم میپوسد، نفسها میروند از دست و باز
میتپد در سینهیِ تاریکِ شبها، یادِ تو
داوود محمدکیا