دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

غزل باران بهاری(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)

غزل باران
از آسمان، ترانه‌ی یک «تازه دم» رسید
باران گرفت و آخرِ دورانِ غم رسید

بر شانه‌ی تکیده‌ی شهر از دلِ بهار
از روزگار، مرحمتی بیش و کم رسید

در کافه‌ای که خاطره‌ها خاک می‌خورد
نوبت به عطرِ چایی و یک هم‌قدم رسید

از ریل‌های یخ‌زده، بعد از سکوتِ محض
سوتِ قطار و لحظه‌ی آن بازدم رسید

دل خوش بدار! بغضِ زمستان شکستنی‌ست
از شاخه‌ای، ترانه‌ی زیر و بم رسید

بر برگِ آخر از شبی آکنده از ستم
پایانِ قصه با سرِ سبزِ قلم رسید

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *