قران به قران
ز اجدادم قران را بر قران، آجر به آجر بود
ریال چون پرچمِ غیرت، شکوهش فوقِ باور بود
اصالت را بنا کردند با خونِ جگر، اما
دریغ امروز کای...
در بین خیال من و تو فاصله ای نیست
در بین خیال من و تو فاصله ای نیست
در راه غریبانه ی ما قافله ای نیست
با موج، نگاه تو غم آورده به ساحل
آشفته نشو بر لب من اسکله ای نی...
به صبح ساده ی باران
به صبح سادهی باران، دلم جلا نخورَد
به راهِ روشنِ فردا، تنم دوا نخورَد
جهان اگرچه شلوغ است و حرفها بسیار
دلم به وسوسهی بادها شفا ن...
گر چه رودی که به دریا می رود سیراب نیست
گرچه رودی که به دریا می رود سیراب نیست
قطره بیچاره، پایان تو با مرداب نیست
گیرم از قلاب جان خویش در بردی ولی
جای ماهی سینه دریاست،تن...
غزل کوتاه (روح من)
اگر از سمت گورستان نسیمی تند هوهو کرد
نپوشان صورتت را، چون منم مشتاقِ دیدارت
منم آن بادِ سرگردان که از دنیایِ خاموشان
به اینجا آمد...
چه حالی می دهد در شعر من یک روسری باشد
چه حالی می دهد در شعر من یک روسری باشد
و این یک سایه بان از عاشقی و دلبری باشد
قدم تا می نهد روی لبان هر کسی، شعرم
مخاطب فکر و ذکر...
کشتی به گل
هر چه پارو میزدم، دریا و قایق رام بود
هر که دورم بود دنیا بر مرادش کام بود
ناگهان طوفان شد و قایق به گِل آرام ماند
ماه پیدا شد ز پش...
زمستان است
زمستان است و صحرا با پتویِ برفیاش خوابید
به امیدی که در فصل بهار عطر گلی پیچید
به رویِ صورتِ دنیا حریرِ نقرهای انداخت
سکوتی بر لبش...
شعر شربا(کسی فاتح اصلی اورست است)
من آن گُرگم که در طوفان، به دندان بره را میبرد
هزاران تازیانه از کف کولاکها خوردم
میانِ برف و یخبندان، مسیرِ زندگی جُستم
دریغ از نا...
خیال من پرنده ای میان آشیان توست
خیال من پرنده ای میان آشیان توست
تمام تار و پود دل تنیده رویِ جان توست
اگر بهشت آرزوی آسمانی همه است
ولی بهشت من فقط میان بازوان توس...