شرط انسانیت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
انسانیت
ای که مینازی به زر، سرمایهی انسان دل است
بی گلِ مهر و وفا، این پیکرِ خاکی گِل است
سینه باید آینه باشد بتابد نور عشق
وز ...
امید به انسانیت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
امید به انسانیت
اگر انسان نمیفهمد غمِ همنوعِ تنها را
چه فرقی میکند دیگر، ببیند کلِ دنیا را؟
کسی که میزند سنگی به رویِ شیشهی قلب...
در خوبی رفتن من از دنیا(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
در خوبی رفتن من از دنیا
من همان برگم که باید زیرِ پا پرپر شود
تا مسیرِ نوبهاران سبز و پهناور شود
قطرهقطره میچکم در سینهی مرداب ها...
غزل امید انسانی(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
غزل امید
میزنم پرسه درون کوچههای انتظار
تا تکاند شانههای خستهاش را روزگار
کافهها را یکبهیک گشتم به شوقِ زندگی
تا بنوشم قهوها...
برفی ام با برق چشمانت
برفی ام، با برق چشمانت بهارم می کنی
در زمستان بوی فروردین نثارم می کنی
گرچه بین پنجه هایم هستی ای آهو! ولی
غافلم از اینکه با چشمت ...
لرستان ای بهشت جاودانه
لرستان! ای بهشتِ جاودانه
که سبزیات چراغِ بیکرانه
به هر سو چشم اگر گردد روانه
به رویت خنده میریزد زمانه
درونت رودهایی مست و جاری
...
زنی که از گلستان
زنی که از گلستانِ نگاهش گل وجود آید
به دستانش کلیدِ هرچه مِهر و تار و پود آید
اگرچه "مادر"ش خوانی، مقامش عرشِ اعلایی ست
که طعمِ بوسه...
امشب کنار زنده های عالم ارواح
امشب کنار زندههای عالم ارواح
ناخوانده مهمانی شدم در جامهی سیاح
خواباند در ظاهر ولی بیدار و حیرانند
این خفتگانِ شرمسارِ عالمِ اشبا...
به لبخند تو زندگی پر توان است
به لبخند تو زندگی پر توان است
به اخم تو اردیبهشت هم ، خزان است
لبت خندهی صبح، عطرت بهاری
تو گرما و نوری که در کهکشان است
ز عمق ن...
رقص با تار مو
رقص با هر تار مو را شانه می فهمد فقط
سِر این را آینه در خانه می فهمد فقط
سد شدن در زیر آوار سپاه موی تو
بار آن را شانهی مردانه می فه...