شرط انسانیت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
انسانیت
ای که مینازی به زر، سرمایهی انسان دل است
بی گلِ مهر و وفا، این پیکرِ خاکی گِل است
سینه باید آینه باشد بتابد نور عشق
وز غبار کینه گیرد، دیدن حق مشکل است
بذر نیکی کار در صحرای خشک روزگار
زانکه در فصل خزان، تنها محبت حاصل است
دستگیری کن ز مسکین، پل بزن بر رود درد
هر که از دردِ کسان غافل بماند، باطل است
آسمانِ مهربانی عرصهی پرواز ماست
آنکه در بندِ غرور افتاده، جانش جاهل است
مهربانی پیشه کن تا جاودان مانی به یاد
بینشانِ آدمیت، گورِ تنها منزل است
داوود محمدکیا