دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

در خوبی رفتن من از دنیا(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)

در خوبی رفتن من از دنیا

من همان برگم که باید زیرِ پا پرپر شود
تا مسیرِ نوبهاران سبز و پهناور شود

قطره‌قطره می‌چکم در سینه‌ی مرداب ها
تا مگر یک دانه ی بی تاب نیلوفر شود

من شبیه سایه‌ام، باید بپوسم در سکوت
تا طلوعِ خنده‌ات خورشیدِ روشنگر شود

خونِ دلها می‌خورم چون تاک خسته تا سحر
تا شرابِ جامِ یاران ناب و گیراتر شود

تکه‌تکه می‌شوم در پنجه‌ی بی‌رحمِ درد
تا که دنیای عزیزانم از این بهتر شود

جانِ من چون شمعِ خسته می‌نشیند تا سحر
تا شبِ تاریکِ تو لبریز از اختر شود

می‌روم از یادها چون واژه از ذهن قلم
تا حکایتهای من در نقطه ای آخر شود

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن( رمل مثمن محزوف)

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *