دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

طعنه (منتشر شده در کتاب خیال زخمی)

سنگِ طعنه می‌زنی تا دل بیفتد در عذاب
من ولی با خنده‌ای دادم به خامی ات جواب
عیب‌هایت را به چشمِ خویش دیدم بارها
رویِ این مردابِ تاریکت، کشیدم یک نقاب
واژه‌هایم می‌توانستند ویرانت کنند
حیفِ شعرِ من که گردد خرجِ جنگی بی‌حساب!
روحِ من با کینه و طعنه ندارد اُلفتی
سینه‌ی شاعر کجا و تیرگی‌های حباب؟
اهلِ شعر و حرمتِ حرفم، در این آشفته‌حال
پاسخم خاموشی است و خنده‌هایی نابِ ناب
دا‌‌‌‌و‌ود محمدکیا
author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *