رنج سیگار(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
سیگار
رنجِ خود را پشتِ این سیگار، پنهان میکنم
گریهها را در لباسِ دود، کتمان میکنم
زهرِ دردم از هوایِ شهر، آلودهتر است
بغضِ خود را در دلِ این شعله، بیجان میکنم
کام میگیرم که زهرِ خویش را آتش زنم
من هوایِ پاک را ایمن ز طوفان میکنم
خلق پندارند دودِ سادهیِ سیگار بود
من ولی اندوه را اینگونه درمان میکنم
شعله میگیرد سرانجام این شبِ تاریک و سرد
زیرِ این خاکسترِ خاموش، طغیان میکنم
داوود محمدکیا