غزل عاشقانه موی تو(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
شعر وقتی قافیه اش موی تو باشد، محشر است
«دوستت دارم» به لحنِ پارسی، شیرینتر است
با ردیف و قافیه وقتی صدایم میزنی
تیرگیها در دلم غ...
شرط انسانیت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
انسانیت
ای که مینازی به زر، سرمایهی انسان دل است
بی گلِ مهر و وفا، این پیکرِ خاکی گِل است
سینه باید آینه باشد بتابد نور عشق
وز ...
امید به انسانیت(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
امید به انسانیت
اگر انسان نمیفهمد غمِ همنوعِ تنها را
چه فرقی میکند دیگر، ببیند کلِ دنیا را؟
کسی که میزند سنگی به رویِ شیشهی قلب...
رباعی سنگ و شیشه(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
گیرم که تمامِ شهر، دیوار شدهست
هر شیشه به دستِ سنگ، تیمار شدهست
از درزِ بتن، دوباره گل زد بیرون؛
یک فاتحِ سبز، تازه بیدار شدهست!
در خوبی رفتن من از دنیا(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
در خوبی رفتن من از دنیا
من همان برگم که باید زیرِ پا پرپر شود
تا مسیرِ نوبهاران سبز و پهناور شود
قطرهقطره میچکم در سینهی مرداب ها...
غزل امید انسانی(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
غزل امید
میزنم پرسه درون کوچههای انتظار
تا تکاند شانههای خستهاش را روزگار
کافهها را یکبهیک گشتم به شوقِ زندگی
تا بنوشم قهوها...
رباعی اتم(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
گیرم که تمامِ آسمان، تور شدهست
چشمانِ چراغِ کوچهها، کور شدهست
یک نبضِ «اتم» در دلِ ما میگوید
گنجشکِ قفس، بمبِ پُر از نور شدهست!
...
مثنوی نجوای روشنی(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
نجوای روشنایی
خوشا قلبی که با امید، یـار است
در این ظلمت، چراغی آشکار است
اگرچه شب به ظاهر بیپنـاه است
ولیکن عشق، امید ش پگاه است
...
رباعی بالا
از خویش رها شود، به بالا برسد
پروازِ نگاهش به ثریّا برسد
در آیینه اش ماه، تماشا دارد
هر سینه که وسعتش به دریا برسد
داوود محمدکیا...
رباعی دنیا
دنیا همه خواب بود و ما خندیدیم
از لحظهی بیداری آن ترسیدیم
چون نوبت رفتن آمد از فرصت کم
از کار نکرده تا ابد لرزیدیم
داوود محمدکیا