رباعی صفر و یک(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
این منطقِ «صفر و یک» چقدر تاریک است!
احساس، اسیرِ کوچهای باریک است
عشق آمد و «بُعدِ چارمی» پیدا شد؛
آغوشِ تو، نقضِ دانشِ فیزیک است!...
رباعی سنگ و شیشه(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
گیرم که تمامِ شهر، دیوار شدهست
هر شیشه به دستِ سنگ، تیمار شدهست
از درزِ بتن، دوباره گل زد بیرون؛
یک فاتحِ سبز، تازه بیدار شدهست!
رباعی اتم(منتشر شده در کتاب خیال زخمی)
گیرم که تمامِ آسمان، تور شدهست
چشمانِ چراغِ کوچهها، کور شدهست
یک نبضِ «اتم» در دلِ ما میگوید
گنجشکِ قفس، بمبِ پُر از نور شدهست!
...
رباعی بالا
از خویش رها شود، به بالا برسد
پروازِ نگاهش به ثریّا برسد
در آیینه اش ماه، تماشا دارد
هر سینه که وسعتش به دریا برسد
داوود محمدکیا...
رباعی دنیا
دنیا همه خواب بود و ما خندیدیم
از لحظهی بیداری آن ترسیدیم
چون نوبت رفتن آمد از فرصت کم
از کار نکرده تا ابد لرزیدیم
داوود محمدکیا
رباعی جنگ
در چنگِ «اگر»، جهان سراسر خام است،
کارِ نسیه در این دیار ابهام است
آن لحظه که هست، گوهرِ معنا دان
فردا «شدن»سایهای از اجسام است....
بلای جان
هر در که به دستِ غیرِ او وا گردد،
زخمیست بلایِ جانِ والا گردد
از غیر مجوی گشایش کار، عزیز
کفشیست که با زور به پا جا گردد
داوود محم...
خواب جهان
با شانهٔ خود، خوابِ جهان را آراست
در آینهها، فروغِ معنا میخواست
مرگ آمد و گفت: وقتِ رفتن شده است
افسوس که بی او، جهان بی معناست
د...
خیال تو یارم بود
بر عکس خودت خیال تو یارم بود
چون قافیه ای میان اشعارم بود
هر بار که خاطرت رهایم میکرد
هم گریهی من جوهرِ خودکارم بود
داوود محمدکیا
خوش سیما
ما ماهیِ تنگِ کوچکی، در دریا
دیدیم که مرگ نوشته در دفتر ما
از رفتنِ خود نمیهراسیم اما
با این همه، دنیاست چنین خوش سیما
داوود محمدک...