عاشقتر از من
اگر قلبی پس از من، بیش از این لرزید بر چشمت
بدان آنجا تو بردی؛ باختم اینهم، فدای تو
مبارک باد آن صیدی که بیش از من پرستیدت
که من در...
خورشید پنجره
خورشید دمِ پنجره لبخند زد و رفت
بر صورتِ خوابِ تو دل بند زد و رفت
در خواب تو آرامشِ دنیا جاریست
شب به روشنی ماه چشم بند زد و رفت
دا...
چشم تو
در چشمِ تو آرامشِ دنیا پیداست
بیخندهی تو، ابر غم پابرجاست
یک لحظه به آغوش مرا مهمان کن
این پهنه برای من بهشتی زیباست
داوود محمدک...
سر نزنم
دیگر به هوای این سرا پر نزنم
در جمع شما به خاطری، سر نزنم
هرچند دلم پر از سخن بوده و هست
از خانه ی تان گذشتم و در نزنم
داوود محمدکی...
دو ماهی
دو ماهی اند و باله هایی، در غبارِ خاک
لب تشنه ی جوی را به تمنا کشیده اند
چه فرق نفس در میان آب و هواست؟
که درکفن مرده ها دست و پا کش...
به یاد پدرم
رفتی پدرم، خانه پر از غم شده است
بی تو ،بهشت ما جهنم شده است
هر کس که پدر به دست خود داد به خاک
جای تکیه گاه، صاحب ماتم شده است
دا...
تو میروی و نمی ماند جز پژواک
تو میروی و نمیمانَد از تو جز پژواک
ولی ز نام حکیم است جاودان ایران
به ریشخند، کجا تختِ آسمان لرزد؟
...
این چشمها در حسرت امواج دریاست
این چشم ها در حسرت امواج دریاست
بعد از تو بُغضی در گلو تنهای تنهاست
غم، بر سیاهی بی تو رنگی تیره تر زد
در امتداد شب عزای صبح برپاست
...
به یاد او
به خاک رفت و دل ما هنوز حیران است
کجاست مرد بزرگی که گوشه ی جان است؟
کسی که رفت، به هر سطرِ خاطراتِ خودش
چراغ روشن شب های تار انسا...
درختی پیرم و مهر اجاق
درختی پیرم و مهر اجاق افتاده در جانم
تجاوز کرده سرما بر تن زخمی و عریانم
اگر چه دانه ای بودم که چشمه مادر من بود
ولی در دیمزار غم اس...