درختی پیرم و مهر اجاق
درختی پیرم و مهر اجاق افتاده در جانم
تجاوز کرده سرما بر تن زخمی و عریانم
اگر چه دانه ای بودم که چشمه مادر من بود
ولی در دیمزار غم اسیر دست دهقانم
شبیه من در آغوش بیابان ریگ بسیار است
که هر بیلی به طعنه گفت من ارزان ارزانم
به من گفتند شمعی باش تا روشن کنی محفل
نفهمیدند از سیلاب چشمم، رو به پایانم
زمستان بر تنم چون کوه بدجوری کفن پیچید
که در دفنم فقط دلخوش به شیون های بورانم
تنِ غمدیدهام را میکشد سیلاب در آغوش
به من می گفت همدردیم، من هم چون تو ویرانم
نبودی زندگی بدجور پیرم کرد، باور کن
که از بس بر جگر دندان فشردم، ریخت دندانم
داوود محمدکیا
سروده شده توسط شاعر داوود محمدکیا
بسیار زیبا وعالی👌