دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

گر چه رودی که به دریا می رود سیراب نیست

گرچه رودی که به دریا می رود سیراب نیست

قطره بیچاره، پایان تو با مرداب نیست

گیرم از قلاب جان خویش در بردی ولی

جای ماهی سینه دریاست،تنگ آب نیست

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

آخر طیغان هر آبی بجز گرداب نیست

عشقِ سرکش را چه تدبیری کند بیچاره دل

مشت خاکی چاره هر حمله سیلاب نیست

با زبان سرخ گرچه می‌رود بر باد، سر

آه برخیز ای قلم برخیز، وقت خواب نیست

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *