بغضی درون چشمهایم بیقرار است
احوال من این روزها مثل بهار است
این شایعه افکار ذهنم را فلج کرد
اینبار بیتی تیز جلاد دیار است
آغوش میگیرد مرا آیینه در خود
بی شک قصاص این گناهش سنگسار است
این کوه مرده در کفن بغضش شکسته
این دانه های اشک حالا جویبار است
ای عمر، در حال دویدن سوی پیری..!
آیا نمیدانی اجل در انتظار است؟
داوود محمدکیا
👏👏👏👏💐