به نام خداوندگار قلم
اگرچه لای موی تو به غیرِ شب ندیدهام
در آسمانِ چشم تو به روشنی رسیدهام
در این بهار مردگی، در این هوای یخزده
جوانهام که با تَبَت به شاخهها دویدهام
پلنگِ پیرم و نفس اگرچه ته کشیده است
به سمتِ ماه بارها، پریدهام، پریدهام
گره زدم به موجهای موی تو خيال را
چه طعنهها که از تمام صخرهها شنیدهام
تو ” آ ” یِ با کلاهی و غرور، ذاتِ دلبریست
منِ شکسته هم به زیر اخم تو پری! “دِ” ام
هوایت از سرم نمیرود، به هیچ وسوسه
اگرچه سیب سرخی از درخت تو نچیدهام
برای چشمهای تو چه خوابها که دیدهام
داوود محمدکیا
👏👏👏👌🥰