دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

غزل سیگار (منتشر شده در کتاب خیال زخمی)

باز هم تنهایی و یک شب، خیابانی سیاه
می‌برم تنهایی‌ام را بی‌صدا و بی‌نگاه

کافه‌ها لبریزِ آدم‌هایِ غرقِ گوشی‌اند
هیچ‌کس با هیچ‌کس در دل نمی‌آید به راه

دودِ سیگارم گره خورده به بغضِ حنجره
می‌رود تا آسمان از کنجِ لب‌ها، همچو آه

جنگ یعنی فقر و بیکاری و یک عمرِ تباه
سفره‌هایِ خالی و شرمِ پدر در شامگاه

روزها در کارِ گِل، شب‌ها اسیرِ خستگی
سهمِ ما از کاخِ رؤیاها شده یک مشت کاه

در هجومِ این‌همه اخبارِ تلخِ روزگار
مانده‌ایم آهسته در طوفانِ آهن بی‌پناه

گرچه تاریک است دنیا پشتِ این دیوارِ شب
سر برآرد عاقبت از بطنِ این ظلمت، پگاه

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *