دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

قابِ خیابانی (منتشر شده در کتاب خیال زخمی)

تو رویایِ منِ تنها، در این قابِ خیابانی
چه خوشبختم که می‌بینم، تو پایانِ زمستانی

میانِ بُرج‌ها، آهن، شلوغی‌هایِ بی‌وقفه
تو تنها کافه‌یِ دِنجی، در این شهرِ پریشانی

جهان مثلِ ترافیکی گره‌خورده‌ست و پُرآشوب
تو اما خطِ سبزی در، مسیرِ گُنگِ حیرانی

زمانی در پیاده‌رو، تو را با بُغض می‌جُستم
نمی‌کردم گمان روزی، شریکِ چترِ بارانی

در این سلولِ تاریک و در این زندانِ سیمانی
تو خورشیدی که تاریکیِ روحم را چراغانی

تو آن رویایِ دیروزی، که حالا در کنارِ من
شدی آرامشِ مُطلق، برایِ قلبِ طوفانی

از این پس در هیاهویِ خیابان‌هایِ این دوران
تو تنها خانه‌یِ امنی، در این دنیایِ ویرانی

داوود محمدکیا (کتاب پنجم )

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *