زخمیست ولی خنده به لب دارد این وطن
با گریه، خورشید به شب دارد این وطن
دارد اگرچه پای پر از بند و زخم و خار
در سینهاش هنوز طرب دارد این وطن
یک کوچهاش برای من از تاج پادشاه
با نان خشک و سایهٔ تب، دارد این وطن
چون مادری که کودکش افتادهست، باز
بر شانهاش امید عجب دارد این وطن
در چشمهای روشنش از جنگ، ردّ تیر
اما دلش به عشق رُطب دارد این وطن
تا هست در نگاه من این خاکِ باکره
تا جان، نفس، قلم، طلب دارد این وطن❌❌❌❌
داوود محمدکیا
بسیار عالی 👏👏👏👏👌👌🌹