دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

به راه مانده ام

به راه مانده ام و شب، پناهِ گریه ی من شد

دلم شکسته و غم هم گواهِ گریه ی من شد

میان کوچه های شهر، بیتو پرسه میزنم باز

و بغضِ بی پناهی، سلاحِ گریه ی من شد

تو نیستی و این دل، هنوز منتظر مانده

به هر طلوع امید، نگاهِ گریه ی من شد

نه وعدهای، نه پیغامی، نه ردِّ پای رفتن

فقط سکوت و غربت، پناهِ گریه ی من شد

بیا که بیتو هر شب، غزلسرایی ام تلخ است

و شعرِ بیتو بودن، گناهِ گریه ی من شد❌❌❌❌

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *