کتاب زندگی بی نام تو در حال تالیف است
که بی تو لشکری از واژه ها درگیر تحریف است
چه دلگیر است پایان درختی که شده کاغذ
که در پیشانی او ننگ مشتی از اراجیف است
به یادِ طاقِ ابرویِ تو بودن واجب شرعیست
بر این محراب مایل بودنم همواره تکلیف است
تو را اقرار کردم مثل کوهی آبشارش را
که در چشمانِ خیسم شورِ تو در حال تعریف است
میان موج موهایت خیالم مست می رقصد
در این دریا صدای خنده ات مانند تصنیف است
تنم این روزها بی تو بفکر یک کفن سرماست
چه غمگین است کوهی که چنین در حال تضعیف است
داوود محمدکیا
احسنت بسیار عالی 👏👏👏👏👌🌹