دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

زنی که از گلستان

زنی که از گلستانِ نگاهش گل وجود آید

به دستانش کلیدِ هرچه مِهر و تار و پود آید

اگرچه “مادر”ش خوانی، مقامش عرشِ اعلایی ست

که طعمِ بوسه‌اش، بر جان،چو شربتِ در شهود آید

اگر”همسر” نبود، کاشانه چون ویرانه ای مانْد

ز نورِ روی او، هر شامگاهی، عطرِ و عود آید

و”خواهر” گر نبود، دل با چه کس می‌گفت رازِ خود؟

که او خود محرمِ جان است و از جنسِ سرود آید

زن است آن رازِ پنهانی، که تا روز ابد جاری‌ست

چراغِ روشنِ عالم، که جز پاکی  چه سود آید؟

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

یک نظر در “زنی که از گلستان

  1. شقایق گفت:

    بسیار عالی 👏👏👏👏👌💐

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *