دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

گرانی

گرانی آمد و دل‌ها پریشان شد  

چراغِ سفره‌ها بی‌نور و بی‌جان شد 

شکست آیینه‌ی آرامشِ مردم  

صدای نان و آه مردان شد

 

دلِ انسان به تنگی رو به خاموشیست

 شمار لقمه ها کابوس انسان شد 

 

کجا رفت آن صفای ساده‌ی دیروز؟  

که نرخ لب برای خنده  سوزان شد

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

یک نظر در “گرانی

  1. شقایق گفت:

    👏👏👏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *