دسته‌بندی نشده, غزلیات داوود محمدکیا

به صبح ساده ی باران

به صبح ساده‌ی باران، دلم جلا نخورَد

به راهِ روشنِ فردا، تنم دوا نخورَد

جهان اگرچه شلوغ است و حرف‌ها بسیار

دلم به وسوسه‌ی بادها شفا نخورَد

نفس که آمد و من خودشناخته ای بودم

به سنگِ سردِ زمان، حال ما دعا نخورَد

اگرچه شهر پر از سایه و هراس شده‌ست

چراغِ کوچکِ امید، را عطا نخورَد

نه فکرِ دورِ سرابم، نه بیمِ راهِ دراز

قدم به گور نهادن که بیصدا نخورَد

بمان و ساده بخند؛ آسمان تو اینجاست

که ساده ماندنی هستی و این خطا نخورَد

غزل اگرچه تمام است، سفر تمام نشده است

دلِ رها شده دیگر، به هر دعا نخورَد

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

یک نظر در “به صبح ساده ی باران

  1. شقایق گفت:

    👏👏👏👏👌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *