غزلیات داوود محمدکیا

درد بی درمان

چنان یابوی چالاک دلار از رویِ نان رد شد
که سدِّ صبرِ این مردم، میانِ گریه ممتد شد

به جایِ میوه از باغِ وطن، اندوه می‌چینیم
که قله سهمِ دلالان و سهمِ ما، نباید شد!

شکست آرامشِ هر خانه در این موجِ بی‌پایان
ببین عمرِ گران‌مایه، فدای پول زائد شد

حقوقِ کارگر را با ریال گفتند اما خود
برای تکه نانی با دلار ارقام ابجد شد

پدر در حسرتِ یک لقمه، پیشِ چشمِ فرزندش
شکست و خار شد کوهی، چنان شیری که فاسد شد

کجا رفت آن شکوهِ ما؟ که حالا سهمِ این سفره
فقط شرمندگیِ نان و آهِ سردِ بی‌حد شد
شاعر گرفتار:داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *