• جهان پیریست که از شورِ جوانی دور افتاده
• دلم در حسرتِ ساقی، در این ناجور افتاده
• همه عالم تماشا میکنند این حالِ شیدا را
ولی پروانه ای هستم که دور از نور افتاده
• نمیدانی چه جانی هست در رقصِ شرابی که
به ما دادند و گفتند و حال ما منفور افتاده
• مپوشان روی خود از من، که این چشمانِ سرگردان
• به غیر از آستانت از همه رنجور افتاده
• بگو با ما که رازِ ماندنِ عشقِ تو در دل چیست؟
• که حتی بعدِ مرگم عطر تو در گور افتاده
داوود محمدکیا