دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

بقضی درون چشمهایم بیقرار است

بغضی درون چشمهایم بیقرار است

احوال من این روزها مثل بهار است

این شایعه افکار ذهنم را فلج کرد

اینبار بیتی تیز جلاد دیار است

آغوش میگیرد مرا آیینه در خود

بی شک قصاص این گناهش سنگسار است

این کوه مرده در کفن بغضش شکسته

این دانه های اشک حالا جویبار است

ای عمر، در حال دویدن سوی پیری..!

آیا نمیدانی اجل در انتظار است؟

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *