با خیالت دوستم اما تو با من دشمنی
بی جهت تندی مکن وقتی همیشه با منی
شانه هایت در خیالم پابه پایم بوده اند
بیشتر از دلبری های خیال یک زنی
خواطرت در جسم من فرمانروایی میکند
جایِ من این روزها انگار در پیراهنی
دوختم رویای خود را با نخی از موی تو
روی پیشانی، تو سربندی برای سوزنی
تا که جای من درون قلب تو محفوظ نیست
عالم وهم و خیال من نیارزد ارزنی
داوود محمدکیا