دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

تا خیالم رنگ و بویی چون بهاری زرد دارد

تا خیالم رنگ و رویی چون بهاری زرد دارد
از تبسم های زوری گونههایم درد دارد
ایستگاه آرزویم بی مسافر مانده، افسوس
وسعت پیشانی من ریلهای سرد دارد
از خیالم خواستم تا مرهمی بر دل گذارد
غافل از اینکه خودش هم یک دل شبگرد دارد
کشمکشها با خیالت قاتلی پرورده چون من
کشتن هر خاطره قاضی! مگر پیگرد دارد؟
در خیابان خاطرت در دل نشست و رفت چون باد
بعد از آن فکرم  همیشه درد یک ولگرد دارد
آینه این روزها دیگر فراموشی گرفته
نیستی از بیکسی درددلی با گرد دارد
داوود محمدکیا
author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *