دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

دلم در جاده ها افتاد

دلم در جاده‌ها افتاد، تنها با مسیری سرد
نه یاری مانده، نه رؤیا، نه حتی دل‌پذیری، سرد
شبیخونِ غمِ شب بود و بادی بی‌خبر از من
که می‌بارید بر جانم، به‌سانِ یک اسیری سرد
چراغی نیست در پایان، نه فانوسِ امیدی هست
فقط تکرار گمراهی، در این تکرار پیری، سرد
خداوندا! اگر جاده‌ست، سهمِ خستگان از تو
چرا بخشیده‌ای بر ما، چنین تقدیرِ میری، سرد؟
داوود محمدکیا
author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *