اگرچه کور و کرم در میان صحبت شعر
کجا نفس بکشم جز حیات خلوت شعر؟
به میهمانی این واژه های ناخوانده
حضور داشته لبهای تو، به دعوت شعر
اگرچه نیستی اما همیشه در نظری
به اعتبار همین اشکها به هیئات شعر
وفا نکردی و دستم همیشه خالی ماند
پناه برده ام اینبار هم به بیعت شعر
اگر به دانه اعتماد کنی زمین دهد خوشه
به واژه تو رسیدم و به همین کثرت شعر
داوود محمدکیا