دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

ریشه کار

یارِ ریشه

ببر این دست‌هایِ خالی از مِهر و عیاری را

بخر با کار و با عزت، مسیرِ رستگاری را

اگر نانِ تو از خوانِ فرومایه‌ست، ترکش کن

مده بر دستِ بی‌ریشه، عنانِ پاس داری را

نشستن در کنارِ مردِ با اصل و نسب ارزد

به صد منصب که در آن می‌کشی بارِ قطاری را

«سفالِ» با اصالت، بِه زِ «برجِ» بی‌هویت شد

بفهم از این قیاسِ ساده، فرقِ اعتباری را

به امر ناکسان گردن نهادن، را خطا باشد

به هر بیدی نباید بست، اسبِ شهسواری را

همان بهتر که تشنه در کویرِ خویش بنشینم

نخواهم از گیاهِ هرزه، رسمِ میوه‌داری را

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *