در غزلهایم خیال تو همیشه درد دارد
گرمی احساسهایم بازتابی سرد دارد
واژها اینبار با لبهای تو درگیر جنگند
پرچم این لشکر ناکام رنگی زرد دارد
قافیه این روزها گیج است در مابین اشعار
این روانی در پی تو حال یک ولگرد دارد
خاطرت را دیده ام با دیگری شب همنشین بود
این خیانت های پنهانی ببین! پیگرد دارد
اختلاف افتاده در بین غزلها و خیالم
باورش سخت است، شعرم واژه ای نامرد دارد
داوود محمدکیا