تیزتر از حرف گاهی تیغ و خنجر هست؟ نیست
جز عصای شک که گاهی یار و یاور هست، نیست؟
میشود سنگینی سر را به هر بالین سپرد
گاه اماّ دنجتر از گور، بستر هست؟ نیست
مینشیند گاه در گِل کشتی از دلتنگی، آه
ناخدا وقتی نباشد شوقِ بندر هست؟ نیست
نامهی برگشتی و آواره در صندوق پست
خط بد با دست باشد، جرم جوهر هست؟ نیست
دل که بیتابِ کسی شد، میشود هر جا قفس
شانههای خستهات در حسرت پَر هست؟ نیست
زهر بعضی وقتها از شیره هم شیرینتر است
شاعرِ دلتنگ را میلی به دفتر هست؟ نیست
گاه دندان پلنگ مادّه آرامش است
هیچ جایی امن جز پهلوی مادر هست؟ نیست
داوود مجمدکیا
احسنت شاعرگرانقدر 👏👏👏👏🌹