دیوان اشعار, غزلیات داوود محمدکیا

در بسترم بی تو دل بی طاقتی دارد

در بسترم بی تو دل بی طاقتی دارم

هر شب در آغوش خیالت خلوتی دارم

هرچند شب ها با دلم بیگانگی کردی

با لحظه های بی تو بودن وصلتی دارم

همدست با ابری و پنهان میشوی ای ماه

از این تبانی من سراپا وحشتی دارم

وقتی نسیم افتاده در زندان موهایت

در ساحل شرجی چشمم حسرتی دارم

گوش  بدهکار صدای  ناله هایم نیست

ای صخره! من موجم، سرِ همصحبتی دارم

داوود محمدکیا

author-avatar

درباره داوود محمدکیا

داوود محمدکیا شاعر طراح سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *