رقص با هر تار مو را شانه می فهمد فقط
سِر این را آینه در خانه می فهمد فقط
سد شدن در زیر آوار سپاه موی تو
بار آن را شانهی مردانه می فهمد فقط
شورش سربازهای موی تو با چشم من…
سازش مابین ما را شانه میفهمد فقط
نم نم باران و چتر خشک،گامی بی هدف
حال یک دیوانه را دیوانه میفهمد فقط
خاطرت هر شب کنارم می نشیند تا سحر
قدر گنجی اینچنین ویرانه میفهمد فقط
داوود محمدکیا