مکن باور هر آن کس را که میگردد پی القاب
تفاوت میکند بودن، میانِ تشنه و سیراب
یکی از بیکسی آید، تو را مأوایِ خود سازد
یکی در اوجِ استغنا، تو را با خود برد محراب
عزیز آن است کز بینِ هزاران مهوشِ عالم
فقط بر رویِ ماهِ تو، گشاید دیده را از خواب
نه آنکس که گرفتار است، یاد تو کند هردم
که شرطِ دوستی این است که شبها او شود مهتاب
نزار حال خوشت را در، کنار حال محتاجان
عیارِ گوهرِ جان را، به هنگامِ عطش دریاب
داوود محمدکیا
👏👏👏👏👏عالی