به نام خداوندگار قلم 

غزل سی و هفتم از مجموعه‌ی غزل ممیزی به قلم منوچهر ابراهیمی احمد آباد 🍂 

 

شعر تو تیر می‌کشد امروز در سرم

باید لباس خستگی‌ام را درآورم

 

وابسته‌ام به جذبه‌ی پیراهنْ آبی‌ات

بر ساحل نگاهِ تو افتاده لنگرم

 

شعر است موی ریخته‌ات پشتِ روسری 

هر واژه دانه‌ای شده و من کبوترم

 

ازتیرگاهِ غم به سلامت گذشته‌ام 

وقتی‌که بازوان تو بوده‌ست سنگرم

 

پرواز بی‌هوای تو جان کندن است، آه 

دارد به میله‌های قفس می‌خورد پَرَم

 

پیغمبری و معجزه‌ات زنده کردن است 

باید به چشم‌های تو ایمان بیاورم

 

زُل می‌زنی به آینه‌ها تا که بیشتر 

از فال‌های قهوه‌ای‌ام سر درآورم

 

 

منوچهر ابراهیمی احمد آباد 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *