به نام خداوندگار قلم 

غزل سی و ششم از مجموعه‌ی غزل “ممیِّزی ” به قلم منوچهر ابراهیمی احمد آباد 🍂

بی‌سبب نیست اگر یکشبه شاعر شده است 

هر که در مدرسه‌ی چشم تو حاضر شده است

بسکه موزونی و همواره مخیَّل، شب شعر 

مطمئنم سر موهای تو دائر شده است

مثل هر شب پُرم از واژه که انگار خیال 

باز در کوچه‌ی چشمانِ تو عابر شده است

هرکه همسایه‌ی دیوار به دیوارت شد

مثل این است به خورشید مجاور شده است

سایه‌ی روسری‌ات کم شده از سر که چنین 

دست وپایِ همه‌ی آینه‌ها سِر شده است

می‌شود خانه‌شین – شاعر این شهر شلوغ – 

چونکه از بخت بدش با تو معاصر شده است

حرف تو آمده در شعر و همینم کافی‌ست 

این غزل یک اثر کامل و فاخر شده است 

 

منوچهر ابراهیمی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *